در دسامبر سال ۲۰۰۲ میلادی، یک راننده تاکسی جوان افغانی به نام دلاور، پس از دستگیری توسط نیروهای آمریکایی، به یک پایگاه نظامیان ایالات متحده در بگرام منتقل میشود. پنج روز بعد، پس از آویزان شدنهای طولانی از شانهها و ضرب و شتمهای فراوان، دلاور جان خود را از دست میدهد. پس از انتقال جسد وی به سردخانه، یک مأمور بررسی علت قتل اعلام میکند که استخوانهای پای دلاور به دلیل ضربات وارده کاملاً خرد شدهاند.
البته تحقیقات بعدی نشان داد که وی بی گناه بوده است! داستان زندگی دلاور، نشانه گستردگی استفاده از شکنجه در ارتش آمریکاست. موضوعی که کارگردان این فیلم مستند تلاش میکند ابعاد مختلف آن را برای مخاطبان این اثر شرح دهد. به علاوه، با مشاهده فیلم «تاکسی به سوی تاریکی میرود»، میتوان به خوبی دریافت که بدرفتاریهای روی داده در زندانهای اشغالگران، به دلیل وجود چند سیب گندیده در یک باغ به وجود نمیآید. در حقیقت ما با یک وحشی گری ساختار یافته رو به رو هستیم. آقای دمین کورستی در یکی از بخشهای فیلم چنین میگوید: «وقتی شما افراد را در یک موقعیت احمقانه قرار میدهید، آنها کارهایی احمقانه انجام خواهند داد.»
اگر شما مقاله نگاشته شده توسط امیلی بازلون در دو ماهنامه «مادر جونز» با عنوان «از بگرام تا ابوغریب» (مارس / آوریل ۲۰۰۵ میلادی) را بخوانید، میتوانید به خوبی دریابید که چگونه راهبردهای به کار گرفته شده در خاک افغانستان، در عراق نیز مورد استفاده قرار میگیرد. کورستی یکی از کارشناسانی است که در سالهای اخیر، در چندین پرونده رسواییهای اتفاق افتاده توسط نیروهای اشغالگر در عراق و افغانستان، به عنوان متخصص به بررسی و تحقیق پرداخته است.
وی برای مخاطبان توضیح میدهد که در زندانهای ارتش آمریکا، با زندانیانی روبهرو شده که برای سیر کردن خود پاکتهای ذرت برشته را میجویده اند. از سوی دیگر، نظامیان زیادی به وی گفتهاند که مجبور به اجرای دستورات افراد مافوق خود هستند. البته در این فیلم، چندین صحنه بسیار دلخراش و تکان دهنده نیز از تصاویر مستند اردوگاه ابوغریب وجود دارد که با پخش صدای دیک چنی بر روی این تصاویر، مخاطب با یک دوگانگی رو به رو میشود: «ما برای جنگ با تاریکی آمده ایم و پارهای از اقدامات کثیف و مخاطرهآمیز، ضروری به نظر میرسد.»!
موضوع این فیلم سوءاستفاده دولت جرج بوش از قدرت سیاسی برای پامال کردن حقوق اولیه انسان هاست. این فیلم در وهله نخست به قتل یک راننده تاکسی افغانی در آمریکا می پردازد و از این قتل سیاسی به شیوه های بازجویی و شکنجه زندانیان سیاسی در آمریکا راه می برد. بسیاری از صحنه های این فیلم از خشونت غریبی نشان دارند. خشونتی که در این فیلم می بینیم، در واقع یکی از مهم ترین مؤلفه های سیاستی بود که به بهانه مبارزه با تروریسم آزادی های فردی و حقوق بشر را چند صباحی زیر پا گذاشت، اقتصاد جهان را نابود کرد و مشروعیت غرب را به چالش کشید. این حقیقت دارد که حکومت نئوکان ها فعلاً به سر آمده است. اما تاریخ نشان داده است که هرگاه منافع غرب به خطر بیفتد و چند سیاستمدار جنگ طلب در رأس قدرت قرار گیرند، مهم ترین دستأورد فکر و فلسفه غرب که همانا احترام به حقوق فردی انسان هاست، در حد یک شعار تبلیغاتی فرومی کاهد. از این نظر این فیلم در واقع نوعی هشدار به خود غربی هاست.
فیلمی مستند با مضمون سوءاستفاده دولت جرج بوش از قدرت سیاسی برای پایمال کردن حقوق اولیه انسان ها
فیلمی که استحقاق گرفتن جازه اسکار رو داشت
افراد زیر ۱۷ سال با همراهی والدین تماشا کنند